خرید بک لینک
هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزدوین طبع که من دارم با عقل نیامیزدآن کس که دلی دارد آراسته معنیگر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزدگر سیل عقاب آید شوریده نیندیشدور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزدآخر نه منم تنها در بادیه سوداعشق لب شیرینت بس شور برانگیزدبی بخت چه فن سازم تا برخورم از وصلتبیمایه زبون باشد هر چ

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 23:13

یکى از تکیه کلام هاى من اینه که منو از چى میترسونى؟!!چون اصلا وقتى بهم میگن نمیشه من تمام تلاشمو میکنم که نشون بدم میشه!!!

و امروز دیدم نوشته بود یه جا که

Entp s take a comment like'it cant be done 'as apersonal challenge!!

واقعا درسته:)))

و یک چیز دیگه

اینکه صداقت واسه ما خیلى جذابه!

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 23:13

گاهى ادم دلش میخواد برگرده به روزهایی که اون ادمو نمیشناخت...ولى خب کیه که انکار کنه که یکى از عجیب ترین و بهترین و بدترین تجربه هاى من با این ادم بوده؟!مگه نه که اگه اون روز توى اتوبوس یهویى راجع به دى ام تى حرف نمیزد شاید من اصلا نورو رو جدى نمیگرفتم،بعد با کلاس هاى چیکنگ اشنام کرد و کلا مسیر زندگ

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 23:13

این مباحث یکمى تخصصى اند و جهت یاداورى خودم نوشته میشوند:)-یک کیس دیدیم که چشماش زده بود بیرون و حسابى اگرسیو و اژیته بود و الکالن فسفاتازش هم زده بود بالا به تنهایی...چ:هایپر تیروییدى!_passing stone ba alt -کیس پسر جوون با ebv که تست هاى کبدیش ان نرمال بود و شک به هپاتیت بود!اهمیت شرح حال(سرما

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 23:13

چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود؟چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود؟گر جمال جانفزای خویش ننمایی به منجان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود؟دل ز من بردی پرسیدی که دل گم کرده ایاین چنین طراریت با من مسلم کی شود؟.....شجریان میخونه و من چشم هامو میبندم...وسط دشتم،وسط دشت هاى کردستان انگار...یکى

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 23:13

ندارم جز 

زبان دل 

زبان دل

دلى لبریز از مهر تو

اى با دوستى دشمن...

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 23:13

على فکر میکنه زیادى هیجان زده ام!وقتى یکى شبیه اون این فکرو بکنه یعنى حتما من یه چیزیم هست!!ولى خب امروز رفتم کافه!دلم واسه على تنگ شده بود..اونم مشخصا دلش تنگ شده بود...یک هفته بود مسج میداد که بیا ببینمت..بیا تهران..میگفت شاید باور نکنى اما واقعا دلم برات تنگ شده...بهش گفتم چرا نباید که باور کنم؟!

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 2:16

صبح ساعت پنج که گوشیم صدا داد دلم میخوایت بزنم تو سرش!!همه ى بدنم درد میکرد و تنها جایى که حوصله نداشتم برم کوه بود!!

دو سه بار به بهزاد زنگ زدم که اگه میشه یکم دیرتر بریم اما گوشیش انتن نداد و منم از خواب لطیف پریده روونه شدم...

پلنگچال رفتیم...گرچه تا ته ته نه چون که مه خیلى شدید بود...(اما چه هواى دوست داشتنى اى بود...ادم عشق میکرد

طهر رفتم پیش مامانى و قیمه خوردم و اومدم خونه

الان تقریبا شش ساعته تو رختخوابم!!!!

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 2:16

عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته. نپرس که آیا باید در پی عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال  آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی در آتشش، یا بیرونش هستی در حسرتش...این یک قسم

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 2:16

رفتیم اوان و الموت

عجب تحربه ى عجیبى بود....هیچ وقت این سفرو یادم نمیره خصوصا اون وقتى که رو که نشسته بودم لب کوه بالى قلعه و یک ادمى اون وسطا داشت میخوند

شب به گلستان تنهااا منتظرت بودم..

الان هم اشکم در میاد از یاداوریش..

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 2:16

روز پدره...و خدا خودش میدونه که من چقدر شاکرم به خاطر داشتن پدر و مادر خوب...واقعا که نعمت بزرگیهبابام منو دختر مستقلى بار اورده  و کلى از شخصیت من رو شکل داده،یادمه که از بچگى ام یک زمان هایی مخصوص صحبت کردن من و بابا بود،راجع به همه چىهمون روزها بهم میگفت دخترم  شاد زندگى کن،همیشه دنبال

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 2:16

این روزها بخش گوارشم..امروز تو درمونگاه بودیم که یک دختر جوون با مامانش که خیلى هم مضطرب بود اومدند تو...دکتر پرسید مشکلتون چیهمامانه شروع کرد که کم خونى و ..دختره حرف نمیزداخر دکتر چندتا سوال کرد بعد ازش پرسید یبوست دارى؟خونریزى هم دارى؟و...یعنى ما موندیم که این دختره که هیچى نمیگفت نشونه اى دال بر

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 2:16

این ادمیزاد دیگه چه موجود عجیبیه...دلم میخواد بشینم و گریه کنمهاى هاى...!على زنگ زد گفت بیا ببینمت،رفتیم پارک پردیسان راه رفتیم..عجیبه میگه رو من حساب نکن،من خیلى داغونم ،خودم هم رو خودم نمیتونم حساب کنمو من روش حسابى نکردم!!نمیدونم چمه..نمیدونم چمهمیگه ببین درستش اینه که دیگه بهت زنگ نزنم،نبین

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 2:16

یک چیزى رو راجع به خودم فهمیدم،که من دوست دارم که دوست داشته بشم!یک جورایى خبیثانه هم هست!امروز میم طبق معمول که قیلش یاد هندوستان میکنه دو ماه یه بار زده دل تنگتم!من  دیگه دوستش ندارم و بهش هم گفتم که برو سراغ زندگى و یه تفریح دیگه واسه خودت پیدا کن!اما ته دلم خوشحال شدم که ببین من چقدر خوب بو

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 2:16

سه سال پیشیک بار این ازمون رو دادم ولى خیلى توجهى نکردم...دیروز دوباره این تست رو دادم و ENTP شدم..و چقدر جالبه که انگار تو رو تمام قد توصیف کرده!ادمى که خیلى ایمپالسیو و یهویى،عاشق تجربه هاى جدید و هیجانه و همیشه در حال شروع کردن ایده هاى جدیده و لى زود هم حوصله اش سر میره...عاشق ادم هاست و دوست دا

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 2:16

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 2:47

ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الى اهلها...

-ردّى الىّ  قلبى...


چقدر نازه

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 2:47

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمیباشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور میتوانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 23:24

سال ٩٥ چه جورى بود؟!سال عجیب غریبى بود با ادم ها و روابط پیچیده...سالى که کلى مسافرت خوب رفتم گرچه کوتاهسالى که نوروساینس رو شروع کردمسالى که ...سالى که کلى راجع به خودم و اینکه چى میخوام و کجام و چیکار میکنم مطالعه کردم!سالى که خیلی اشتباه کردم ولى خیلی هم درس گرفتم و بزرگ شدم...سال ٩٦ چندین تا برن

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 23:24

مسج داده ببین بچه این اخرین پیامم بهته و تو اون تهران درندشت هم همو نمیبینیم...جدا و حقیقتا خداحافظ!!

دوست دارم بدونم یعنى فکر میکرده تمام این مدتى که ماهى یه بار یه دالى میکرده من درگیر و عاشق دلخسته اش بودم که حالا خدانگهدارت؟!!!!

Come on!!!

خیلى وقته تموم شدى عزیز من...

هعى...پیر شدم رفت..


------

بى ربط نوشت!:بوسه اى که قلبت را لمس نکرده باشد تنها دهانت را کثیف کرده!

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 23:24

دوستان عزیز دلم

عیدتون مبارک

ببخشید اگه ناراحتتون کردم:D

امسالو خوبیهاشو ورداریم و بقیه شو همه شو بریزیم دوووررر

سال نوتون خیلی مبارک باشه

اییییینقدددددددرررررر

امیدوارم کلى روزهاى خوب و دوست داشتنى جلوتون باشه

.....

پ.ن:میدونید تحقیقات ٩٠ ساله ى هاروارد نشون داده که بزرگترین عامل خوشبختى انسان ها روابط بین فردى موفق و صمیمیه؟!

براتون از خدا  دوستى هاى صمیمى،عشق پاک و خانواده هاى شاد ارزو میکنم

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 23:24

تجاوز به حریم خویش و ناتوانى در زیستن زندگى اى که به فرد اختصاص داده شده  و این حس گناه ناشى از هستى در خواب مانده و زندگى نازیسته ى درونمان است!

این بهاى سازگارى روان نژندانه ى  ترس از مرگ است...اما فرد در واقع براى فرار از مرگ وام زندگى را رد میکند و این خود مرگى نصفه و نیمه است!پس نه تنها خود و خلاقیت هایش را محدود میکند بلکه همان زندگى محدود را هم با احساس گناه میگذراند!

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 23:24

مواجهه با مرگ در شرایطى مثل سرطان باعث میشود تا ما با اضطراب مرگ مواجه شویم...یک راه هویت زدایى است.اینکه بپذیریم هویت ما جدا از جسم و پول و توانایی هاى ماست...

...

برچسب: نویسنده: سام کاظمی تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 23:24

صفحه بندی